تبليغاتX
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق



ازدواج!!!!!!!!

سلام به همه دوستای نتی خودم

اینبار می خوام در مورد یه معضل بزرگ بنویسم ازدواج

بعضی موقعها پیش میاد که ادم شدیدا احساس تنهایی می کنه . دلش می خواد یه نفر باشه . بفهمتش .باهاش حرف بزنه . به درد دلش گوش کنه. یارش باشه و.... کلی از این سوسول بازی ها

ولی وقتی فکر می کنی که چقدر حاشیه داره . اگه اونی  که می خوای نباشه و اگه اخلاقش خوب نباشه . اگه ایراد گیر باشه . به قول دوستم اگه بی نظم باشه . اگه نفهمتت. اگه وقتی احتیاج به اغوشش داری باید بهش بگی می شه منو بغل کنی ؟؟؟ اگه مادرش اذیت کنه. اگه خواهراش از دماغ فیل افتاده باشن. اگه اهل سفر نباشه. اگه خوددار باشه و حرفاشو بهت نگه. اگه حرفی برای گفتن نداشته باشین . اگه به کسه دیگه نگاه کنه . اگه خیانت کنه  هزار تا اگه ی دیگه

من یکی همیشه بعد از اون نیاز و بعد اینکه یاد این همه اگه می افتم توبه می کنم و می گم همون بهتر که درسمو بخونم و تننهاییمو اینجا با بچه های وب و   نوشتن و کلاس رفتنو درس خوندن و اخرشم خالی کردن توی خودم از بین ببرم ( که البته خداییش خیلی وقتها فقط کنار می ره از بین نمی ره )

شما چی

شما چی فکر می کنین ؟؟؟؟

پ.ن: این اولین پ.نوشت منه ها می خوام شروع کنم

پ.ن۲ : خواهش می کنم مثه این وبلاگ خونای الکی نیاید بنویسید وبت خیلی قشنگه و برید . توروخدا ارتروز انگشت گرفتم این قدر مطلب نوشتم و هیچکی در مورد مطلبم چیزی ننوشت

پ. ن ۳ : هیچی دیگه پی نوشتم نمی اد


چهارشنبه پانزدهم مهر 1388  توسط سارا  |

 


زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از آنند که بشکنند آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست می رود با گریه جبران نمی شود .فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم