|
سلام
حالم خوب نیست. مثل گذشته . دنیا هیچ فرقی نکرده . بازم از تابستون متنفرم. از نشستن توی خونه و گوش دادن به غر زدنای اطرافیان و وقت گذرونی های بیهوده و .... خسته شدم. درس خوندن هر چی هم که خسته کننده باشه بیشتر از توی خونه نشستن لذت داره . دلم نیم خواد توی خونه بیکار بشینم . دلم نمی خواد به نصیحت های مامان و بابا برای درس خوندن داداشم گوش کنم
همه پسرا لجوج و خسته کننده هستند و اذیت می کنن یا فقط این داداش ... منه. کی می خواهند بفمند که ما به نفع اونا حرف می زنیم . حتما باید یه شکست و تو زندگیشن تجربه کنند و چهل ساله بشن تا سر عقل بیان ؟ خدایا شکرت ! شکرت که یه دخترم ! شکرت که عاقل شدم و ( البته به نظر خودم) خوب و ب و تشخیص می دم! شکرت که سال اول توی دانشگاه قبول دم ! شکرت که اهل دوست بازی و وقت گذرونی های بیهوده نیستم ! شکرت که تونستم نجابتم و حفظ کنم و سالم باشم ! شکرت که پدرو مادر خوبی دارم ! شکرت که تورو دارم !
گاهی فکر می کنم که ازت دور شدم . این روزا بیشتر. ولی به خودم می گم همین که اجازه می دی فکرت و یادت توی ذهنم فریاد بزنه یعنی هنوز ازم ناامید نشدی . یعنی دوسم داری ؟؟؟!!! دلم برات تنگ شده . دلم برای گریه کردن سر نماز تنگ شده . دلم برای از ته دل حرف زدن و شکر کردن تنگ شده . کمکم کن برگردم . کمکم کن عاشقت باشم
بچه ها ! چرا گاهی فراموش می کنیم از نعمت هایی که دورو برمون داریم تشکر کنم . پدر . مادر . خونه . درس. شغل . پاکی . سلامتی . اینا همه نعمتند. نباید بگذاریم برامون یه عادت بشن. اینا مال ما نیستند. نمی دونیم کتاب گوسفند نباشید رو خوندید یا نه . خیلی کتاب خوبیه . توی یکی از حکایتهاش می گه ما توی این دونیا مهمونیم و هیچ چیزی در این دنیا متعلق با ما نیست بلکه همه یه امانتی عستند در دست ما. شکرت خدا. کمک کن امانت دار خوبی باشم .
آخیییییییییییییییییییییییییییییییییش. یه کم خالی شدم .
بیاید همو دوست داشته باشیم . بیایاد به همه ( بدون استثناء ) لبخند بزنیم.

|