تبليغاتX
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق

سلام !

مثه اینکه خیلی وقته نیومدم . خیلی ها ازم دلخورن که چرا جوابشونو دیر می دم یا نمی دم . امدم بگم یه مدتی شاید زیاد نیام . تازگی ها یه کم حوصله ی دادن پست و نوشتن پیام ندارم . چیزی نشده ها ولی فعلا حوصله ندارم . بازم می گم التماس دعا همگی . نرگس جونم خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم سر سفره افطار دعام می کنی . عرفان . تو رو خدا اینقدر دیوونه بازی در نیار و به خاطر یزای کوچیک خودتو ناراحت نکن . این جمله رو خیلی دوست دارم و این مدت با گوشت و خونم فهمیدم باید بهش عمل کرد

همه چیزو همه کس را دوست بدار ولی به چیزو هیچ کس دل نبند

عرفان اینو آویزه ی گوشت کن .

همتونو دوست دارم

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 23:43 توسط سارا |

سلام بچه ها ! اول باید بگم که رسیدن کاه رمضان و به همه تبریک می گم و یه خواهشی دارم ازتون . منو سر سفره ی افطار دعا کنید . یادتون نره ها . آخه یه جا خوندم سر سفره ی افطار دعا حتما مستجاب می شه

این بار می خوام براتون چند تا عکس بگذارم . خیلی جالبن .نیمی دونم قبلا دیدید یا نه ولی ادم احساس توانایی می کنه با دیدنشون . اینا به آدم می گه تو می تونی همه کاری بکنی . خودتو دست کم نگیر . تو بزرگی . تو اشرف مخلوقاتی . تو می تونی هر چیزی رو دستانت داشته باشی ، اگه بخوای . حتی خورشید رو .........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 10:39 توسط سارا |

سلام . سلام ! خوبید دوستای من .

می دونم همتون ازم دلگیرید که چرا بهتون سر نمی زدم . به قول خودتون یه کمی دپرس بودم و حالم خراب بود . ولی الان خوبم . خیلی خوب

می خوام همیشه خوب باشم . درسته گاهی ناخوشی ها روی ادم تاثیر می زاره ولی ما اشرف مخلوقاتیم  ما باید حکومت کنیم . پس خدا رو شکر کنیم و به خودمون افتخار کنیم .  می خوام امتحان گواهینامه بدم . دعا کنید برام . دلم برای دانشگاه یه ذره شده . خیلی خیلی . یه جورایی جو گیر شدم تا داستانی که سالها پیش طرحشو ریخته بودم بنویسم . امیدوارم بتونم .

تو این مدت از همه بدم می امد . ولی ادم باید همه رو با بدی ها و خوبی هاشون دوست داشته باشه . این هنره . . شمام سعی کنید این طوری باشید . می دونید راستش وقتی یه مدت می رم پیش دوستم ( همونی که گفتم فروردین عروسیش بود ) خیلی روحیه می گیرم خیلی . الان خیلی خوبم . امرو قراره برم کوه . دلم لک زده بود . الانم یه شعری می ذارم امیدوارم خوشتون بیاد

 

این یکی

اسمش دله

ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
وان گه برو که رستی از نیستی و هست
گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو
هر قبله‌ای که بینی بهتر ز خودپرستی
با ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش باش
بیماری اندر این ره بهتر ز تندرستی
در مذهب طریقت خامی نشان کفر است
آری طریق دولت چالاکی است و چستی
تا فضل و عقل بینی بی‌معرفت نشینی
یک نکته‌ات بگویم خود را مبین که رستی
در آستان جانان از آسمان میندیش
کز اوج سربلندی افتی به خاک پستی
خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی
صوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیز
ای کوته آستینان تا کی درازدست

اینم یکی دیگه

اسمش ماه من

ماه من غصه چرا؟
آسمان را بنگر كه هنوز٬
بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد
غم و اندوه ٬ اگر هم روزی ٬ مثل باران بارید
با دل شیشه ای ات ٬ از لب پنجره عشق زمین خورد و شكست
با نگاهت به خدا
چشم شادی وا كن و بگو با دل خود
كه خدا هست هنوز

 

 

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 8:34 توسط سارا |