تبليغاتX
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق

 

ماه من

 

ماه من غصه چرا؟
آسمان را بنگر كه هنوز٬
بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد
غم و اندوه ٬ اگر هم روزی ٬ مثل باران بارید
با دل شیشه ای ات ٬ از لب پنجره عشق زمین خورد و شكست
با نگاهت به خدا
چشم شادی وا كن و بگو با دل خود
كه خدا هست هنوز

 

لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 23:46 توسط سارا |

سلام . بچه های داستان خیلی زیباییه حتما بخونید . من که شرمنده شدم اینقدر غر زدم به جون کسی که تمام تلاشش خوشبختی منه . خدا جونم منو ببخش. دوست دارم

 

گنجشک و خدا

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي‌گفت: مي‌آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه‌هايش را مي‌شنود و يگانه قلبي‌ام كه دردهايش را در خود نگه مي‌دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه‌اي از درخت دنيا نشست.
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
"
با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي‌هايم بود و سرپناه بي كسي‌ام.
تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي‌خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت:
ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني‌ام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه‌هايش ملكوت خدا را پر كرد.

پرواز را به خاطر بسپار

 

 

 

لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 7:58 توسط سارا |

سلام .

حالم خوب نیست . از همه بدم می اد . دلم نمی خواد اینجا باشم . دلم نمی خواد کسی دورو برم باشه. همه ذهنیاتم از اطرافیانم به هم ریخته . از همشون بدم می اد .نمی دونم چی بگم . تو این دنیای امروز یه رابطه ی نزدیک چقدر می تونه ارزش داشته باشه ؟ چقدر . به اندازه ی  یه پشیز ؟دلم می خواد برم یه شهر دورو سالی یه بار بیام دیدن فامیل . دوری و دوستی بهتر از هر چیزیه . دوست ندارم ببینم خواهرا برادرا همه و همه سر هیچی همو فدا می کنن. احترام کجا رفته ؟ محبت کجا رفته ؟کـــــــــــــــــــــــــجا ؟

دلم می خواد گریه گنم

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:2 توسط سارا |

در اين دنياي عجيب و غريب از ديدن خيلي از چيزها انسان هاج و واج مي ماند و دچار شگفتي ميشود و اين در حاليست كه نميشود خيلي از چيزها رو باور نكرد !  اين هم سومين قسمت از عجيب ترين دانستنيهاي دنيا .

ضمنا جهت مشاهده شماره هاي قبلي اين سري از ايميل ها بر روي لينك هاي زير كليك كنيد :

  قسمت اول           قسمت دوم
 

آيا ميدانستيد كه يك سوسك حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي كند تا اينكه از گرسنگي بميرد.

آيا ميدانستيد كه يك كوروكوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون بياورد.

آيا ميدانستيد كه حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.

آيا ميدانستيد كه به طور ميانگين مردم از عنكبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!

آيا ميدانستيد كه اگر جمعيت چين به شكل يك صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌ وقت تمام نخواهد شد.

آيا ميدانستيد كه خطوط هوايي آمريكا با كم كردن فقط يك زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي كند.

آيا ميدانستيد كه ملت آمريكا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.

آيا ميدانستيد كه چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

آيا ميدانستيد كه بچه‌ها بدون كشكك زانو متولد ميشوند. كشكك‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.

آيا ميدانستيد كه كوبيدن سر به ديوار 150 كالري در ساعت مصرف مي‌كند.

آيا ميدانستيد كه پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.

آيا ميدانستيد كه گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يكصد صدا با حنجره خود توليد كنند در حاليكه سگ‌ها كمتر از 10 تا!

آيا ميدانستيد كه تعداد چيني‌هايي كه انگليسي بلدند، از تعداد آمريكايي‌هايي كه انگليسي بلدند، بيشتر است!!

آيا ميدانستيد كه دوئل كردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي كه طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.

آيا ميدانستيد كه فيل‌ها تنها حيواناتي هستند كه نمي‌توانند بپرند.

آيا ميدانستيد كه هر بار كه يك تمبر را ميليسيد 10/1 كالري انرژي مصرف مي‌كنيد.

آيا ميدانستيد كه فوريه 1865 تنها زماني بود كه ماه كامل نشد.

آيا ميدانستيد كه كوتاهترين جمله كامل در زبان انگليسي I am است.

آيا ميدانستيد كه اگر عروسك باربي را زنده تصور كنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يك انسان نرمال.

آيا ميدانستيد كه تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند.

آيا ميدانستيد كه اگر يك ماهي قرمز را در يك اتاق تاريك قرار دهيد، كم كم رنگش سفيد مي‌شود.

آيا ميدانستيد كه اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم كردن يك فنجان قهوه را توليد كرده‌ايد.

آيا ميدانستيد كه در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌كندند حتي ابروها و مژه‌ها.

آيا ميدانستيد كه كوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد كه 38 دقيقه طول كشيد.

آيا ميدانستيد كه در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.

آيا ميدانستيد كه هيچوقت نميتواني با چشمان باز عطسه كني.

آيا ميدانستيد كه تعداد انسان‌هايي كه به وسيله خر كشته مي‌شوند، از انسان‌هايي كه در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است.

آيا ميدانستيد كه چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند.

آيا ميدانستيد كه هر تكه كاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا كرد.

آيا ميدانستيد كه در هرم خئوپوس در مصر كه 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌اي سنگ به كار رفته كه مي‌توان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتي‌متر دور دنيا ساخت.

آيا ميدانستيد كه اگرتمام رگ‌هاي خوني را در يك خط بگذاريم، تقريبا 97000 كيلومتر مي‌شود.

آيا ميدانستيد كه وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مي‌نشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي‌شود.

آيا ميدانستيد كه آمريكا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.

آيا ميدانستيد كه عدد 2520 را مي‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آن‌كه خارج قسمت كسري داشته باشد.

آيا ميدانستيد كه 30 برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي مي‌كنند، در زير خاك مدفون شده‌اند.

آيا ميدانستيد كه تنها حيواني كه نمي‌تواند شنا كند، شتر است.

آيا ميدانستيد كه شيشه در ظاهر جامد به نظر مي‌رسد ولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت مي‌كند.

آيا ميدانستيد كه در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الكترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌كند و تصويري را كه شما تماشا مي‌كنيد، بوجود مي‌آورد.

آيا ميدانستيد كه شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يك به 64 ميليارد است.

آيا ميدانستيد كه يك ليتر سركه در زمستان سنگين‌تر از تابستان است.

آيا ميدانستيد كه قد انسان تا 20، 25 سالگي و گاها 40 سالگي بلند مي‌شود و از چهل سالگي به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 ميلي‌متر كوتاه مي‌شود.

آيا ميدانستيد كه فقط با از دست دادن يك درصد از آب بدن، احساس تشنگي مي‌كنيم!

آيا ميدانستيد كه دهان انسان روزانه يك ليتر بزاق توليد مي‌كند.

آيا ميدانستيد كه چيتا يا يوزپلنگ سريع‌ترين حيوان خشكي است. او در عرض فقط 3 ثانيه 100 كيلومتر در ساعت سرعت مي‌گيرد. ركوردي كه حتي سريع‌ترين خودروهاي فراري هم نتوانسته‌اند بشكنند.

آيا ميدانستيد كه كرم‌هاي ابرشيم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا مي‌خورند.

آيا ميدانستيد كه تنها قسمت بدن كه خون ندارد، قرينه چشم است.

آيا ميدانستيد كه شتر در 3 دقيقه 95 ليتر آب مي‌خورد.

 

لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 18:38 توسط سارا |

سلام دوستای نازم

اگه بگم چقدر دلم براتون تنگ شده بود باورتون نمی شه . این مدت کرات نداشم و موقعیتش پیش نمی امد که بخرم . سرمم خیلی شلوغه زیاد نمی نویسم مطلب پایینو بخونیین و اگه می خواین نظری بدین اونجا بدیدن . خیلی دوستون دارم

لينك ثابت نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 12:41 توسط سارا

INTERVIEW WITH GOD
گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــدا


I dreamed I had an interview with god
خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي داشتم

God asked
خدا گفت

So you would like to interview me
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said If you have the time
گفتم اگر وقت داشته باشيد

God smiled
خدا لبخند زد!

My time is eternity
وقت من ابدي است

What questions do you have in mind for me
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي ؟

What surprises you most about human kind
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند ؟

God answered
خدا پاسخ داد :

That they get bored with child hood
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند

They rush to grow up and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد

long to be children again
حسرت دوران کودکي را مي خورند

That they lose their health to make money
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند

and then
و بعد

lose their money to restore their health
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند

That by thinking anxiously about the future
اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present
زمان حال را فراموش مي کنند

such that they live in nether the present
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند

And not the future
نه در آينده

That they live as if they will never die
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ، نخواهند مرد

and die as if they had never lived
و آنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند

God's hand took mine and
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while
و مدتي هر دو ساکت مانديم

And then I asked
بعد پرسيدم

As the creator of people
به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you want them to learn
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد

but they can do is let themselves be loved
اما مي توان محبوب ديگران شد

To learn that it is not good to compare themselves to others
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the most
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد

but is one who needs the least
بلکه کسي است که نياز کمتري دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم

and it takes many years to heal them
ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد

To learn to forgive by practicing for giveness
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند

T o learn that there are persons who love them dearly
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند

But simly do not know how to express or show their feelings
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند

To learn that two people can look at the same thing
ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند

and see it differently
اما آن را متفاوت ببينند

To learn that it is not always enough that they be forgiven by others
ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند

The must forgive themselves
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند

And to learn that I am here
و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS
هميشه
لينك ثابت نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 12:40 توسط سارا |