تبليغاتX
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق

سلااااااااااااااااااااااااممممممممممم

خوبین دوستای من ؟

خیلی فکر کردم امروز براتون از چی بنویسم تا حالاداشتم می گشتم ببینم چیزی تو چنته دارم یا نه ! نداشتم.  پس بهتره از خودم بنویسم  .

دلم می خواد حرف بزنم مثه همیشه که توی دفتر خاطراتم این طوری شروع می کنم می گم : می نویسم تا ببینم به کجا می رسم .

می دونید بچه ها چند روز پیش با دوست صمیمی دوران دبستانم بر خورد کردم . خیلی سال بود که با هم حرف نمی زدیم .نمی دونم چرا ولی وقتی وارد دبیرستان شدیم اون رفت رشته ریاضی و حتی به هم سلام هم نمی کردیم . بعد از حدود 6.7 سال دیدمش . یه چیز جالب اتفاق افتاده . اون امسال برای بهمن رشته ی پرستاری تو ی دانشکده ما قبول شده . دیروز بردمش تا دانشکده رو نشونش بدم . خیلی عوض شده . حتی صداشم عوض شده . می دونید قبلنا خیلی با هم دوست بودیم ولی فکر نکنم مثل قدیم بشیم .

من امتحان دارم شنبه . زیاد نخوندمش . من در عذابم به خدا از دست این استادا . بر اخاطر یه درس که 16 جلسه باشه 3 تا کتاب معرفی می کنن . باید برا امتحان همه رو بخونی . یعنی 16 جلسه درس = 300 صفحه کتاب . باورتون میشه !!!!! می بینید تو چه بد بختی گیر کردم ؟راستی مدار صفر درجه را دیدید به نظر من زیاد خوب تموم نشد . ولی هر چی بود من از شعری که آخرش خوندن خیلی خوشم امد . به قول معروف به عنوان حسن ختام اونو براتون می نویسم . ( البته اگه درست یادداشت کرده باشم )

خداوند روز اول زمین را آفرید

روز دوم آب را

روز سوم خورشید را

روز چهارم صدا را

روز پنجم حیوانات و گیاهان را

روز ششم انسان را

و فکر کرد که چه چیز دیگر را نیافریده است

و در روز هفتم تو را برای من آفرید

همتونو دوسسسسسسسسسسسست دارم

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 23:5 توسط سارا |

سلام !

خوبید ؟ دلم باتون زود به زود تنگ میشه نمی دونم چرا ؟ جدی بهتون به این وبلاگ به اومدن تو نت عادت کردم البته خیلی کمتر شده ولی اینکه ترکش کنم خیلی شخته (می بینید اینو می گن شدت اعتیاد ) گفتم بیام براتون یه چیزی بنویسم . نمی دونم اطلاعات پزشکی ینویسم . خاطره بنویسم از بیمارستان یا شعر. وای که نمی دونید . این روزا شدیدا عاشق حافظ شدم . مدام فال می گیر مو اونم منو امیدوار می کنه و من بازم واسه مطمئن شدن از امیدی که داده دوباره فال می گیرم . می گم این سایت تبیانم خوب چیزیه ها ! از قسمت دانلودش یه نر افزار موبایل گیر آوردم که فال حافظه. حالا دیگه وقت و بی وقت ، سر کلاس که از حرفای استاد بهداشت جامعه خسته می شم با بغل دستیم فقط فال می گیریم . پس براتون شعر می ذارم . البته از فروغ چون خیلی دلم براش تنگ شده : ( من عاشق این شعرشم )

 

 

آه ای زندگی منم که هنوز

با همه پوچی از تو لبریزم

نه به فکرم که رشته پاره کنم

نه بر آنم که از تو بگریزم

همه ذرات جسم خاکی من

از تو ای ، ای شعر گرم در سوزند

آسمانهای صاف را مانند

که لبالب ز باده روزند

با هزاران جوانه می خواند

بوته نسترن سرود تو را

هر نسیمی که می وزد در باغ

می رساند به او درود تو را

من تو را در تو جست و جو کردم

نه در آن خوابهای رویایی

در دو دست تو سخت کاویدم

پر شدم پر شدم ز زیباییی

پر شدم از ترانه های سیاه

پر شدم از ترانه های سپید

از هزاران شراره های نیاز

از هزاران جرقه های امید

حیف از آن روزها که من با خشم

به تو چون دشمنی نظر کردم

پوچ پنداشتم فریب تو را

ز تو ماندم تو را هدر کردم

غافل از آنکه  تو به جایی و من

همچو آبی روان که در گذرم

گمشده در غبار شوم زوال

ره تاریک مرگ می سپرم

آه ای زندگی من آینه ام

از تو چشمم پر از نگاه شود

ورنه گر مرگ من بنگرد در من

روی آیینه ام سیاه شود

عاشقم عاشق ستاره صبح

عاشق  ابر های سرگردان

عاشق  روزهای بارانی

عاشق هر چه نام توست بر آن

می مکم با وجود تشنه خویش

خون سوزان لحظه های تو را

آنچنان از تو کام می گیرم

..........................

 

 

 

 

لينك ثابت نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 21:55 توسط سارا |

 

*ازتون می خوام هر موقع که احتیاج به اجابت مزاج ( بابا همون دستشویی خودمون )

حتما برید . می دونید اگه ادرار خودتونو نگه دارید این ادرار حتی پس از دفعم همش خارج نمی شه و باعث می شه که توی مثانه بمونه و منجر به عفونت ادراری بشه . عفونت ادراری در خانمها شایع است ولی در آقایون نادر . در عوض در آقایون خیلی دشوار در مان می شود . پس آقایون بیشتر مواظب باشن .

*در مورد سیگار اینکه سیگار چه خودتون بکشید چه اطرافیانتون بکشند .( منظورم بیشتر به آقایونه ) چون سرطان های مثانه و کلیه در آقایون 4 برابر خانم هاست . احتمال بروز سرطان را خیلی زیاد می کنه . بگذارید علائمشم بهتون بگم : ساده می گم . وجود خون در ادرار که اول  دوره ایه یعنی هست وخوب می شه ولی بعد از یه مدت دائمی میشه . اینو بدونید اگه زود رسیدگی نکنید و وقتی دائمی شد به دکتر مراجعه کنید دیر می شه چون اون موقع مرحله 3و 4 سرطان و در مانش غیر ممکن با خیلی خیلی سخت . در د در پهلوها . وجود توده در پهلوها . تب . کاهش وزن خیلی زیاد بدون رژیم و علت . احساس خستگی شدید . لاغری مفرط . افرایش فشار خون . کم خونی . التهاب عروق . و هیدرو نفروز کلیه یعنی پس زدن ادرار به کلیه و عفونت .

*یه توصیه ی دیگه هم بکنم . اینکه اگه کسی در خونوادتون سرطان رحم  ،مثانه ، پروستات

سرطان سینه و.. دراه حتما مواظب سلانتی خودتون باشید چون این سرطان ها ارثی هستند . حتما به زشم مرجعه کنید و آزمایش های مربوط رو بدید . برای خانم ها برای اطمینان از سالم بودن در سرطان سینه معاینه ماهانه سینه ها توصیه میشه خانم ها از سن 20 سالگی به بعد باید ماهانه این معاینه رو انجام بدهند بیش از 90 % سرطان هایی که کشف شده توسط خود افراده . بهتره 7تا 14 روز بعر از قائدگی انجام بشه . روششم من یه سایتی پیدا می کن بهتون معرفی من کنم . در مورد آقایون مشکلاتی که التهاب پروستات ایجا د می کنه : تکرر ادرار . سختی در دفع ادرار . سوزش ادرار . وجود خون در ادرار  یا مایع منی .

در کشور ما به خاطر حالا شرم و حیا مردم کمتر به مطرح کردن این مشکلات می ردازند در حالی که این به ضررشونه . یکی از آزمایش های بررسی پروستات (در آر ایی     ) است که از طریق رکتوم پروستات را معاینه می کنند . که خیلی موثر است . یا بررسی آزمایشگاهی

(پی آر اس  )که یه ماده ای که در همه مردان وجود داره و افزایش ان نشان دهنده مشکل پروستات است .  در آقایون هم باید معاینه بیضه ها از دوران بلوغ شرو ع بشه در صورت دیدن تغییر رنگ . یا هر مشکل دیگه به پزشک مراجعه کنند .

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:47 توسط سارا |

سلام !

دارم چیزی گوش می کنم که زندگی الانم خلافش رو به من نشون می ده . می گه : به فکر آینده باش . دلشا دو سرزنده باش حالا چه جوری نمی دونم این در حالیه که بچه های تر م بالا می گن از این ترم نهایت لذت و ببر واسه خاطر این که از ترمهای دیگه از خونه فقط تختخوابتو می بینی و بس . الان می گه قسمت تو همین بوده که بر سرت گذشته . خدایی اینو راست می گه چون من اصلا قرار نبود پرستاری قبول بشم . اصلا بهش فکر نکرده بودم . همین طوری زدم . یهو چشم باز کردم دیدم  (دور از جونم مثه کفن سفید پوش شدم ) البته اینو شوخی کردم . اونقدرام بد نیست . فقط همیشه باید شاد و بی خیال باشی و روحیه خوب داشته باشی که اگه خلافش باشه خدا به داد اون مریضی برسه که زیر دست تو می افته . چند وقته پیش نوشته بودم تصمیم دارم از خودم بنویسم و حرفو درددل بنویسم ولی چی کار کنم . اصلا یه چیزی به نظر من دانشجو جماعت واسه چهار سال یا حالا هر چه قدر درسش تموم بشه مثه یه مرده ی متحرکه . جون سارا قبول نداری ؟ من که به قول معین دارم بی هدف نفس می کشم . اخه این چه زندگی که ادم  نتونه توش یه روز نه بگو یه ساعت یه بیت شعر بخونه . یه کتاب رمان بخونه . به خدا من تو دوران کنکورم بیشتر رمان می خوندم تا الان که دانشجو شدم و به قول  که می گن : دانشجو که درس نمی خونه !!!!!!!!!  نمی دونم با اینکه درس می خونم این وقت بی ادب من کجا در می ره !!!!!!!!!!

خیلی شد ؟...........  اولش نمی دونستم چی بنویسم ولی الان دیگه نمی خوام تمومش کنم . می خواستم از کلاسمو دانشگاه و بچه هاو اردویی که قراره جمعه برن و من ثبت نام نکردمو. امممم دیگه ..... اها می خواستم یه کمم مطالب علمی بنویسم حداقل همش چرت و پرت نخونده باشین دوتا چیزم یاد گرفته باشین . همش پشت سرم ناله و نفرین نکنین  حداقل مثه این بیمارام بگین دختر جون سفید بخت بشی مادر خوب ایشالا دفعه بعد .

دیگه گلوی معینم درد گرفت چشمای شما که فکر کنم داره از حدقه بیرون می زنه . برو جونم برو .

لينك ثابت نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 17:29 توسط سارا |