تبليغاتX
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق

سلام به همه ی دوستای نازنین :

می خواستم بگم شاید از این به بعد موضوع وبم یه کم تغییر کنه .یعنی به جای این که همش شعر و .... بنویسم .یه کم در دل کنم .البته من نمی تونم هیچ وقت از شعر دل بکنم اونام هست ولی فعلا به دردل و حرف زدن با یه نفر خیلی بیشتر احتیاج دارم .

نمی دونم از کجا باید شرو ع کنم (البته همیشه ایونو اولش می گم ولی آخر یکی باید بیاد منو جمع کنه )  . 

الان دلم می خواد یه کم اعتراف کنم .یه کم دلجویی کنم با خدای نازنینم .

می دونی خیلی در حقش تازگی ها کم لطف بودم .بی معرفت شدم .دیگه کمتر باهاش حرف می زنم .همش تقصیر این اینتر نته به خدا  .وقتی یاد گذشته می افتم .اینکه با بود کشیدن یه گل چقدر غرق لذت می شدم .اینکه وقتی می دیدم یه جوون داره به یه نفر کمک می کنه صدای  شادی دلم تا اسمون می رفت  اینکه به جای خودم با او حرف می زدم .اینکه مثه دوستم باهاش مشورت می کردم .اینکه وقتی نماز می خوندم از شدت شرمندگی از اینکه ما چقدر قدر ناشناسیم و بی توجه به عظمت خالقمون اشک از چشمام جاری می شد .اینکه حتی با فکر کردن بهش و اینکه چقدر دوسش دارم چشمام خیس میشد .اینکه.....

الان دارم با بغضی که گلومو گرفته می نویسم .

عزیزم عشق من ..من هیچ وقت نمی خوام از تو جدا شم .هیچ وقت نمی خوام حتی واسه یه لحظه تو رو فراموش کنم هیچ وقت نمی خوام هیچ چیز تو زندگیم بالاتر از تو قرار بگیره .هیچ وقت نمی خوام ....

عزیزم :  می خوام منو کمک کنی .می خوام کمک کنی برگردم به همون ادمی که بودم .به همون ادمی که با یه تلنگر به وسیله ی دوست نازنینم تو رو شناخت . ازت می خوام هر دو مونو زیر سابت نگه داری .کمکمون کنی تا  اون جور که تو می خوای باشیم و زندگی کنیم .

 

دوستت دارم خدا جونم

 

لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 12:22 توسط سارا |

چه چیزی باعث موفقیت یک ازدواج میشه ؟این پرسشی ست که تمامی مردها و زنها از یکدیگر می پرسند .به عقیده ی من کلید حل این معما تنها از طریق جست و جو یی دوجانبه به وسیله ی آ ن دو کسی که با یکدیگر پیمان زناشویی می بندند میسر است ..جست و حویی به دنبال کشف عمیق ترین و درو نی ترین نیاز شخصیت مقابل و در نهایت بر آورده کردن و ارضاء ساختن آن نیاز .

                                                                          پرل باک

 

اینو نوشتم که یه ربطی به چیزی که می خوام بگم داشته باشه .  اینو نوشتم چون عزیز ترین دوستم .عزیزترین کسم .کسی که امیدوارم هر کدوم از شما یه چنین کسی گیرتون بیاد چون در این صورت یکی از خوشبختترین هایید .داره ازدواج می کنه .داره دوران مجردی رو می گذرونه و وارد یه مرحله تازه تر با مسؤلیت ها و وظایف و دل مشغولی های بیشتر میشه .به قول معروف داره  قاطی مرغا میشه ...... جونم از خدا می خوام واسه همیشه خوشبخت و شاد  باشی .دوستای عزیزم از همه ی شمام می خوام برای بهترین کس من دعا کنید چون مطمءنم با دعای یه عالم قلب رؤف و مهربون دوستم زندگی خوبی خواهد داشت .

 

عزیزم دوست دارم و امیدوارم از خوشبخت ترین ها باشی

                                                                                 آمین .

 

 

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 14:17 توسط سارا |

....... و در حوالی چشمم هوا چه بارانی است

و باد وحشی غربت عجیب می توفد

و آسمان دل من ز عشق ها خالی ست

سکوت می بارد ولی ز بانگ سکوت

نصیب این دل خسته غریو بد حالی است

به من نگاه نکن که از دو چشم غمگینم دو رود غم جاریست

به من نگاه مکن که قطره قطره اشکم غریو در زاریست

و کوله بار مصیبت برای شانه ی من یگانه همسفر است

و در عبور مداوم ز رود مقصد مرگ

شکسته زورق دل همیشه در خطر است

و دیر هنگامیست که کار من ز نگاه سخت بگذشته است

به من نگاه مکن

به من نگاه مکن

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 17:35 توسط سارا |

به من گفت بیا

      به من گفت بمان

          به من گفت بخند

              به من گفت بمیر

آمدم

     ماندم

        خندیدم

            مردم

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 22:45 توسط سارا |

 

جرج بوش مانکن میشه

 

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 9:57 توسط سارا |

 

Romantic Getaways Couple.JPG

 

 

 

 

 

 

Best Romantic Getaaway

 

 

 

 

 

 

Best Romantic Getaway

 

 

 

 

 

 

Go to fullsize image

 

 

 

 

 

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 9:53 توسط سارا |

زندانی

دل وحشت زده در سینه من می لرزید

دست من ضربه به دیواره زندان کوبید

"آی همسایه زندانی من

ضربه دست مرا پاسخ گوی

ضربه دست مرا پاسخ نیست

تا به کی باید تنها ،تنها

وندر این زندان زیست

ضربه هر چندبه دیوار فرو کوبیدم

پاسخی نشنیدم

سالها رفت که من

کرده ام با غم تنهایی خو

دیگر از پاسخ خود نومیدم

*

راستی هان! چه صدایی آمد ؟

ضزبه ای کوفت به دیواره زندان دستی ؟

ضربه می کوبد همسایه زندانی من

پاسخی می جوید

دیده را می بندم

در دل از وحشت تنهایی او می خندم

 

 

 

 

 

 

لينك ثابت نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 20:30 توسط سارا |

پول يا رابطه ؟!!!

سلام !

چي مي تونيد از تيتر نوشتم بفهميد ؟

نمي دونم شما عمو ،دايي ،خاله ،عمه ،.... داريد يا نه ؟نمي دونم رابطه شما با انها چه جوريه ؟

دوستشون داريد ؟باهاشون صميمي هستيد ؟فكر مي كنيد خيلي به هم نز ديك هستيد ؟!!!

تا حالا شده همو محك بزنيد ؟!امتحان كنيد ؟ارزش خودتون رو براي همديگه متوجه بشيد ؟

مي دونيد .خيلي سخته .ادم هميشه مي خواهد يه راهي ،چيزي پيدا كنه تا ببينه طرف مقابل چقدر دوسش داره ؟حاضره با خاطرش چه كارا بكنه ؟

بين عاشق و معشوقا اين كار خيلي رواج داره .به نظر ايده ي خوبي مي اد ؟نه؟ولي بهتره قبل از اينكه اين كار را بكنيد كمي فكر كنيد !!!!

اين خيلي وحشتناكه كه كاخي كه ادم براي خودش ساخته به خيال   يه عالم عشق و محبت دوطرفه بين عشق و دوست و فاميل و ....  يه هويي  بعد از يه امتحان براي محك زدن انها رو سرت خراب شه .و متوجه بشي اين رابطه خيلي سست تر و پوچ تر از اوني بوده كه تو فكر مي كردي .مخصوصا اگه اين امتحان در رابطه با پول باشه .اينجا ست كه بر خلاف سؤال معروف دبستان پرسيده ميشه پول يا رابطه ؟  (و من فكر مي كنم خيلي ها پول را انتخاب مي كنند )

              و اين جاست كه تو پس از امتحان مي گي :

                                خودم كردم كه لعنت بر خودم باد

لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 18:6 توسط سارا |

عشق4 ever
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 0:15 توسط سارا |

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 0:11 توسط سارا |

من دلم مي خواهد با تو حرفي بزنم روشن و صاف

همچو شمه و از آن پاك زلال

عطش خواستنت را شايد

چاره اي تازه كنم

من دلم مي خواهد

اين كهن مصلحتم را به كنارب بنهم

و چو سر باختگان در ره دوست

بند هر بيم زپاي دل خود باز كنم واژ ه ها وام بگيرم ز بان گل سرخ

و بگويم با تو

دوستت مي دارم نه به سر حد جنو ن

كه فراتر از آن

 

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 17:31 توسط سارا |

اينم يه شعر با ناز  از فروغ براي تمام دوستاي گلم :

اعتراف

تا نهان سازم از تو بار دگر

راز اين خاطر پريشان را

مي كشم بر نگاه ناز آلود

نرم و سنگين حجاب مژگان را

دل گرفتار خواهشي جان سوز

از خدا راه چاره مي جويم

پارسا وار در برابر تو

سخن از زهد و توبه مي گويم

آه ... هر گز گمان مبر كه دلم

با زبانم رفيق و همراه است

هر چه گفتم دروغ بود دروغ

كي ترا گفتم آنچه دلخواه است

تو برايم ترانه مي خواني

سخنت جذبه اي نهان دارد

گوييا خوابم و ترانه تو

از جهاني  دگر نشان دارد

شايد اين را شنيده اي كه زنان

در دل آري و نه به لب دارند

ضعف خود را عيان نمي سازند

راز دار و خموش ومكارند

آه من هم زنم ،زني كه دلش

در هواي تو مي زند پرو بال

دوستت دارم اي خيال لطيف

دوستت دارم اي اميد محال

 

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 17:17 توسط سارا |

آخيششششششش

بلاخره تموم شد ولي فكر مي كنم با اون جون منم تموم شد .

بلاخره قله ي امتحاناتم رو فتح كردم .(اميدوارم حالا از اون بالا سقوط نكنم).

ولي من كه شانس ندارم .اين از اينكه يه ماه از تابستونم رفت و كلاسهاي ترم آينده هم از 24 شهريور شروع ميشه.       واقعا دارم فكر مي كنم كي ميشه اين دانشگاه تموم شه من راحت بشم .

البته اين مطلبو دير پيست كردم .26 تموم شد .ولي خوب....

 

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 17:16 توسط سارا |