تبليغاتX
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق

سلام بچه ها مي خوام باهاتون حرف بزنم .من اين وبلاگ رو درست كردم تا مواقعي كه دلم مي خواد درد دل كنم يه كسي يه جايي باشه . جونم براتون بگه كه امروز اصلا دل و دماغ درست حسابي ندارم .خيلي خيلي خيلي .... احساس تنهايي مي كنم .يعني وقتي اينحور مي گم وحشتناكا..... به قول خميد رضا عليرضا .خدا نصيب هيشكي نكنه دلم مي خواست يكي باهام حرف مي زد ...شماهام كه ماشالا اله اكبر خيلي برام نظر مي دين من وقت نمي كنم همشو بخونم . بگم كه خيلي خيلي تنها مشايد احساس اين دوره از زندگيم باشه ولي خيلي سخته
لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 14:1 توسط سارا |

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 10:20 توسط سارا |

سلام

ببخشید که زیاد نمی تونم بنویسم .چون الان توی دانشگاهم .فقط خواستم یه سری زده باشم

 

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 10:18 توسط سارا |

لينك ثابت نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 0:0 توسط سارا |

لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 23:56 توسط سارا |

لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 23:54 توسط سارا |

بچه ها مي خواستم بگم شايد يه مدتي نتونم آپ كنم .مي دونيد كه امتحاناو.... فقط بدنين كه خيلي خيلي دوستون دارم . برام آرزوي موفقيت كنين
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 15:35 توسط سارا |

توجه: یک چیز کوچولو می خوام بگم اول اینکه (فکر کنم قبلا گفته بودم که دانشجوی پرستاری ام ) بچه ها امروز روز (به قول مسدولین دانشکده )فرشتگان زمینیه نمی خواین به من تبریک بگین هدیه هاتون که فکر نمی کنم به دست من برسه حداقل به جاش هر کدوم یه دونه کوچولو نظر بدین به دور از شوخی روز پرستار رو به همه ی اون فرشتگان سفید پوش که قدرت و صبرشون بی مثال است را تبریک می گم . به همه شما آفرین می گم و صبوری و مهربانی تون را می ستایم امیدوارم روزی شبیه شما بشم می دونید ما باید قول بدیم که با همه ی بیماران و مدد جو هامون به نحو احسن بر خورد کنیم و حد اکثر مراقبت را از اونها به عمل بیاریم .
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 15:31 توسط سارا |

جاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 15:26 توسط سارا |

: دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 15:17 توسط سارا |