|
از باد شامگاه
مهتابها شكسته به دامان جويبار
وز نقطه هاي دور ،شباويز شب نورد
مي نالد آشكار
از گوشه ي افق
تا ابد به كوه و دشت ،فرئزنده اختري
در پر تو شكفته ،مهتاب گشته باز
آغوش دختري
در خلوت سحر
عريان و كامياب ،به من مي كند نگاه
باد سحر به گونه ي ا وبوسه مي زند
در آن گريز گاه
آرام و شرمناك
من مانده خيره بر رخ انديشه زاي او
پيچيده در فضاي دل انگيز بامداد
موج صداي او
"تا دامن كفن نكشم زيز پاي خاك"
"باور مكن كه دست ز دامان بدارمت "
از آن شب گناه
بس سالها رفته و آن مهر يار
دست طلب نهاده به دامان ديگري
با روح بي قرار
بيدار و آشكار
من مانده خيره بر فلك و گشت روزگار
او آرميده در بر آن مرد كامجو
سرمست و كامگار
در خلوت سكوت
آهنگ ناز مي كند آن مه براي او
در گير و دار نيكه شب از پشت پنجره
ايد صداي او :
"تا دامن كفن نكشم زير پاي خاك "
"باور مكن كه دست ز دامان بدارمت "
خيلي تنهام .به شدت احساس غربت مي كنم .اين منم كه مي نويسم .سارا
دختري كه خودش رو خوشحال نگه مي داره .شوخي مي كنه ...
ولي حالا احساس مي كنم تو اين دنياي درندشت هيچ كس رو ندارم .يه بغض بزرگ گلوم رو گرفته .مي خواد بباره و لي افسوس كه با گريه كردن هم چيزي درست نمي شه .همين الان كه دارم مي نويسم دارم با مادرم بحث مي كنم .نمي دونم چه كار كنم از دست آدمهاي دورو بر نمي دونم مگه كاري ندارند .زندگي ندارند .تمام كارشون اينه كه توي زندگي مردم دخالت كننو اظهار نظر كنن.يه چيزي بگن و اون آدم بد بخت و خونوادش رو تو دردسر بندازن .به خدا خسته شدم از اين همه پستي آدما .
چرا زندگي رو به كام همه تلخ مي كنن .به خدا يهذره انصاف .ي هذره رحم و مروت...
خسته ام .هيچ كس رو براي درد و دل كردن ندارم .تنها دلخوشيم اينه كه هراز گاهي بيام و اينجا دو كلمه بنويسم .كه اون هم زياد دردي رو دوا نمي كنه چون كسي نيست كه جوابم رو بده .گاهي اوقات فكر مي كنم كه برم يه جاي دور .مثلا تو يكي از روستاهاي شمال كشور .تنها باشم البته بعد از گرفتن مدرك پرستاره .برم اونجا يه پرستار ساده باشم تو يه روستاي كوچك .آرام و به دور از زندگي شهري زندگي كنم .مي دونم كه روزي اين كار را خواهم كرد .فقط يه كم زمان احتياج دارم تا بزرگتر شم .بايد تا اون موقع مادر و پدرم را راضي كنم .چون زماني كه اين حرف را مي زنم اونا بهم مي گن كه مگه تو ديوونه اي ؟تو افسرده شدي دخترو....
ولي من افسرده نيستم .خسته ام .از بدي هاو تحملم تمام شده .
خدايا به من صبر عطا فرما
|