تبليغاتX
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق

سلام به همه دوستای گلم !!!!!!

یه دنیا دلم برای همه تنگ شده . بازم عذر می خوام فقط امدم بگم هنوز زندم البته اگه این امتحانای وامونده رو بدم احساس زنده بودن می کنم . سرم حسابی شلوغ شلوغه . به خدا دانشگاه ما غیر همست . ما به جای سه ماه تابستون دوماه اونم نسیه داریم . از همتون به خاطر اینکه به نظراتون جواب ندادم عذر نمی خوام بعد از سه ماه اولین ان شدن من از خونست . کامی حسابی قاط زده . الانم نسیه کار می کنه . زیاد نمی نویسم فقط می گم دوستون دارم

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 20:3 توسط سارا |

سلام به همه دوستای گل خودم

 

روزمممممممممممممم مبارک با اینکه گذشته

روز معلم و استاد هم مبارک

 

روز ماما رو هم تبریک می گم

ببخشیدا زیاد نمی تونم بنویسم

بعدا می ام

 

همتونو دوست دارم

لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:30 توسط سارا |

وایییییییییییییییییییییییییییییی

سلام

چقدر دلم برای همه تنگ شده بود

به خدا بچه ها دلم می خواد درسم زود تموم بشه یه ذره به خودم برسم . خیلی سرم شلوغه . دلم می خواد بمی با خیال راحت وب و اداره کنم و دلم می خواد به همه یکی یکی  سر بزن مو بگم چقدر دلم براشون تنگ شده . ولی باید یه سال دیگه صبر کنم . دلم می خواست یه مطلب توپ براتون می گذاشتم و لی الان توی دانشگاهم و چیزی پیشم نیست . انمتحانا داره شروع میشه و من هنوز امادگی ندارم . برام دعا کنید تا موفق بشم . نرگس جونمن منو ببخش اگه نتونستم بهت سر بزنم

 

saheldaryaabi

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:50 توسط سارا |

سلام به همه دوستای نازنین خودم

به خدا شرمنده که نمی تونم زیاد سر بزنم

امدم تا وقت هست قبل از عید به تمام دوستای گلم تبریک بگم . سال نوی همه مبارک باشه . امیدوارم سال خوبی را پشت سر گذاشته باشید و سال بهتری رو پیش رو داشته باشید . همگی تونو دوست دارم . شاید تا وسطال فروردین نیام چون قراره برم سفر . امیدوارم خوش بگذره . امیدوارم تعطیلات عید هم به شماها خوش بگذره . دوستون دارم خیلی زیاد

 

 

هشت اصل برای یک زندگی بیست


1- صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.

2- در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.


3- هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بی جا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.


4- آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.


5- دل تان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.

6- سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.

7- تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.

8- همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.

 

 

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:40 توسط سارا |

 

 

زن عشق می كارد و كینه درو می كند

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر

می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی

برای ازدواجش  در هر سنی ـاجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی

در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو

او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی

او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد

او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر

و هر روز او متولد میشود؛  عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد

و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند

و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد

و این, رنج است,

 

 

 

 

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 23:56 توسط سارا |

 آخ . وای . آخیش . ترق تروق. این صدای قد کشیدنم بود. دید چقدر بدنم کوفته شده بود از دست این امتحانا. . وای بچها چقدر دلم برای تک تکتون تنگ شده بود. دلم می خواد داد بزنم. البته دیروز رفتم کوهو به جای داد روی قله چند تا سوت بلند کشیدم. که گوش خودم درد گرفت. دوباره رسیدم و چرت و پرت گفتنا شروع شد. از همه شمایی که امیدید و سر زدید ممنونم. راستش دیگه دارم بزرگ می شم. دیگه بهم واقعا می گن ترم بالایی. ترم شیش . دانشجوی عرصه. می ترسم. هنوز باور نمی کنم که بزرگ شدم و یه سال و نیم دیگه درسم تمومه و لیسانس پرستاریمو می گیرم. هنوز احساس بچگی می کنم. و راستش.و بخواید  دوست ندارم این احساسمو از دست بدم. آخ چقدر دلم برای نوشتن اینجا تنگ شده بود . بچه ها خیلی تحت فشار بود. واقعا اذیت شدم. حتی گریه کردم. خیلی سخت گذشت این ترم. ولش کنید می گذره. ولی چیزای خوب هم داشت. به لطف داشتن سه واحد ادبیات منم دوباره شروع کردم به شعر گفتن و این بار راضی تر از قبلم. اگه خدا بخواد ادامه بدم. می خوام براتون یه مطلب جالب بگذارم . امیدوارم خوشتون بیاد . راستی خیلی خوشحالم. اخه فکر می کنم دارم برمی گردم. فکر کنم خدا دوباره منو تو آغوشش جا داده. با هم خیلی خوبیم. احساس خوبی دارم. دوسش دارم و می خوام هیچ وقت از آغوشش بیرون نیام . امن ترین و گرمترین آغوش آغوش خداونده . دوستون دارم

 

 

 

از همه لحظات روزتان لذت ببرید!

این تک تک روزهای شماست که زندگیتان را توصیف می کند. در این مقاله، می خواهیم خلاف این باور متداول  که فقط می توانید از زمان استراحتتان لذت ببرید را ثابت کنیم. این مقاله به طور ویژه برای آنها که مجبورند در طول روزهای هفته به طور تمام وقت کار کنند و همیشه فقط و فقط منتظر رسیدن آخر هفته ها هستند و قادر نیستند از تجارب و امور روزمره خود لذت ببرند، بسیار مفید خواهد بود.

1. تحسین زیبایی: هر روز ما به اشکال و مدل های مختلف با زیبایی روبه رو می شویم. واقعاً جای خجالت است که خیلی از آدم ها آنقدر به این زیبایی ها عادت می کنند که دیگر به تحسین آن نمی پردازند. توصیه ما این است که به آدم ها، گیاهان، اسباب و اثاثیه اطرافتان، ساختمان ها و ... دوباره نگاهی بیندازید و برای تحسین آن لحظه ای زمان بگذارید.

2. ارتباط با طبیعت: طبیعت مسکنی بسیار قوی برای استرس و فشارهای زندگی مدرن است. خوردن ناهار در پارک، سر زدن به گلخانه ها یا تماشای غروب خورشید چند ایده ساده برای لذت بردن از طبیعت است.

3. خنده: ای. ای. کامینگز گفته است، "هدر رفته ترین روز، روزی است که در آن نخندیده باشید". واقعاً درست است. هیچوقت نباید آنقدر سرتان مشغول باشد که وقت برای خندیدن نداشته باشید یا آنقدر فرد جدی باشید که لبخند نزنید. درعوض، دور و بر خود را با آدم های شوخ و بامزه پر کنید تا همیشه خنده بر لبانتان باشد.

4. لذت های کوچک زندگی: یک فنجان قهوه خوب وقتی تازه از خواب بیدار شده اید، بازی کردن و وقت گذراندن با کودک  ساله تان، پختن یک غذای خوشمزه در شب، و ... همه اینها شاید خیلی هیجان انگیز به نظر نرسند، اما همه آنها لذت های کوچک زندگی هستند. اگر لحظه ای سرعت خود را پایین بیاوری و برای لذت بردن از این فعالیت های روزمره زمان بگذارید، زندگی بسیار لذت بخش تر خواهد شد.

5. ارتباط با مردم: این روابط ما با دیگران است که بیشترین خوشحالی و خوشبختی را به ما می دهد. پس شاید بهترین راه برای لذت بردن بیشتر از کارتان گرفتن ارتقاء درجه و ترفیع نباشد، بلکه ایجاد روابط دوستانه با همکارانتان باشد.

6. یادگرفتن: بین یادگیری و خوشبختی رابطه بسیار قوی وجود دارد. با این وجود، دیگر بهانه ای برای تحریک نکردن مغزتان و یاد گرفتن یک چیز جدید در زندگیتان ندارید. می توانید در زمینه کارتان به اطلاعات خود اضافه کنید.

7. فکر کردن دوباره به صبحها و شبهایتان: آیا روزهایتان همیشه در عجله برای بیرون زدن از خانه است؟ آیا شب ها فقط تلویزیون را خاموش می کنید و به رختخواب می روید؟ تنظیم یک برنامه برای روزها و شب ها بسیار فایدهب خش است. مثلاً صبحها تنظیم کنید که یک ساعت زودتر بیدار شوید و آن زمان را برای کار کردن روی خودتان بگذرانید، مثلاً کتاب خواندن، چیز نوشتن یا ورزش کردن. شب ها هم قبل از رفتن به رختخواب زمانی را به این فکر کنید که روزتان را چگونه گذراندید.

8. جشن گرفتن موفقیت ها: طی یک روز عادی همه ما مطمئناض موفقیت های کوچکی به دست می آوریم. شاید بالاخره موفق شده باشید با یک مشتری سرسخت برخرود کنید، یک فروش کرده باشید، یا کسی در کارتان تحسینتان کردهب اشد. البته اینها موفقیت هایی نیست که ارزش ندارد برایش مهمانی بگیرید اما چرا نباید لحظه ای را برای جشن گرفتن این موفقیت های کوچک خود اختصاص دهید؟ این تجربه را با کس دیگری درمیان بگذارید، با یک ناهار خوشمزه به خودتان پاداش بدهید، و ...

 

 

لينك ثابت نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 17:55 توسط سارا |

 

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : « چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟ »
خداوند پاسخ داد : « دستور کار او را دیده ای ؟ »
او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند..
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.
گفت : « شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟ »
خداوند پاسخ داد : « فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.
تازه به این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها. »
خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.
یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید،
از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.
یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.
فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
« این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید » .
خداوند فرمود : نمی شود !!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند
و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
« اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی » .
« بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند
و زحمت بکشد . »
فرشته پرسید : « فکر هم می تواند بکند ؟ »
خداوند پاسخ داد : « نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد . »
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
« ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید. »
خداوند مخالفت کرد : « آن که نشتی نیست، اشک است. »
فرشته پرسید : « اشک دیگر چیست ؟ »
خداوند گفت : « اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش. »
فرشته متاثر شد
شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا" حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، « نه » نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با این حال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند و برای شما ایمیل می فرستند
که نشان تان بدهند چه قدر برای شان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد.
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند.
می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد.
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،
آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند.
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.
و خدا بزرگ بود و او بود که دانای اسرار است.

 

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 19:30 توسط سارا |

سلام به همه ی دوستای نازنین خودم

به خدا می دونم می دونم

همتون می گید چاخان می کنم که می گم دوستون دارم و به فکرتونم . ابراهیم که این جور می گه

نه به خدا این طور نیست

اگه بدونین الان که دارم می نویسم فردا امتحان اعصاب دارم

این قدر سخته که احساس می کنم یه کله پوکم

خیلی داره بهم فشار می اره

دیگه روی این سر من یه دونه تاره مو نمونده . ماها می گیم الوپسی . الوپسی گرفتم به خدا .

این روزام سرم خیلی شلوغ بوده . خیلی چیزا اتفاق افتاده . خیلی چیزا به خیر گذشته . کلا دنیایی داشتم . می بخشید که نتونستم بهتون سر بزنم و جواب محبتتون نو بدم . ایشالله بین ترم جبران می کنم و می ترکونم . خوبه

کامیم داغون شده . همین دیروز ویندوزو عوض کردوماا.ولی این کامپیوترای خیر ندیده ی دانشگاه پر ویروسه

فلش منم پیروسی شده و گند زده به کامی . نمی ونم از دستش چی کار کنم

کلا دارم ویوونه می شم

اگه تا بعد از امتحانا از تیمارستان سر در نیاوردم حتما می ام پیشتون

 گرچه ترم دیگه باید برم بیمارستان روانی

یه خبر خیلی خیلی خوب دیگه هم هست

واسه خودم

قراره دوباره دختر خاله بشم  . ینی یه جورایی خاله

خیلی خوشحالم

لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 9:17 توسط سارا |

سلام به همه ی دوستای گلم

می دونم می گین خیلی بی وفا شدم . دیگه به کسی سر نمی زنم وشماها رو  از یاد بردم . ولی باور کنید این طور نیست . همیشه یاد همتون هستم . ولی سرم این قدر شلوغ شده که حتی فرصت نمی کنم نظرا رو هم زود به زود بخونم . شرمندم  فکر می کردم هر چه برم ترمای بالاتر سرم خلوت تر می شه ولی نشد. امدم بگم منو بی وفا ندونین . بیشتر وبلاگ کلاسو اپ می کنم چون مسئولش منم .یه چیزی بگم

دوباره شروع کردم به گفتن شعر . سر کلاس ادبیات چند تا از شعرامو خوندمو استاد حسابی هندونه گذاشت زیر بغلم و منم جو گیر شدم و شروع کردم . فعلا که خوبه و تقریبا رو غلتکم . دیگه که راستی . امروز تولد نگار عزیزمه. بهش اس ام اس دادم و تبریک گفتم ولی اینجام بهش می گم . دختر عمه ی عزیزم تولدت مبارک .دیگه این که فردا عقد دو تا از بچه های کلاسمونه .

برای الانم یه ایا می دانید براتون می گذارم . امیدوارم خوشتون بیاد .

دوستون دارم . مواظب خودتون باشید

راستی بچه ها . یادتون می اد سال پیش همین موقع ها امدم گفتم اسمم و برای عمره ی دانشجویی نوشتم برام دعا کنید. پارسال قسمت نشد . خواهش می کنم برام دعا کنید . خیلی دلم می خواد برم .

آیا می دانید که ؟

بلندترین بادگیر جهان در یزد به ارتفاع ۳۴ متر قرار دارد.

آيا ميدانستيد كه جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

آيا ميدانستيد كه يک نوع پشه وجود دارد که در ثاتيه هزار بار بال ميزند.

آيا ميدانستيد كه اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.

آيا ميدانستيد كه رشد کودک در بهار بیشتر است.

آيا ميدانستيد كه بلندي شترمرغ به دو متر و نيم و وزنش به ۹۰ کيلو ميرسد.

آيا ميدانستيد كه ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.

آيا ميدانستيد كه ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰ سال در برابر تجزیه مقاومند.

آيا ميدانستيد كه تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.

آيا ميدانستيد كه شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.

آيا ميدانستيد كه حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.

آيا ميدانستيد كه کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.

آيا ميدانستيد كه زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.

آيا ميدانستيد كه در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.

آيا ميدانستيد كه بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.

آيا ميدانستيد كه انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.

آيا ميدانستيد كه موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.

آيا ميدانستيد كه مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.

آيا ميدانستيد كه سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت.

آيا ميدانستيد كه آب دریا بهترین ماسك صورت است.

آيا ميدانستيد كه چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند.

آيا ميدانستيد كه 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است.

آيا ميدانستيد كه مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید.

آيا ميدانستيد كه جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند.

آيا ميدانستيد كه قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است.

آيا ميدانستيد كه ۱،۲۶۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ليتر آب بروي كره زمين وجود دارد كه اين مقدار در چرخه آب در گردش است.

آيا ميدانستيد كه چين اولين توليد کننده برنج در دنيا مي باشد.

آيا ميدانستيد كه ایرانیان در ۲۵۰۰ سال پیش در تخت جمشید دارای صفحات پخش موسیقی بوده اند.

آيا ميدانستيد كه کنه حشره اي ريز است و ميتواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماند.

آيا ميدانستيد كه دود سيگار موجود در محيط بيشتر از مصرف مواد قندي در پوسيدگي دندانهاي کودکان نقش دارد .

 

 

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 17:13 توسط سارا |

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و بر روي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند. وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت. پيش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.

ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برمي‌داشت، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اينکار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنشي نشان دهد. وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد : حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش ديگرش را خورد. اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست! زن جوان حسابي عصباني شده بود.

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خيلي شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بيسکوئيت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد! در صورتي که خودش آن موقع که فکر مي‌کرد آن مرد دارد از بيسکوئيت‌هايش مي‌خورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرت‌خواهي نبود.
 

هميشه به ياد داشته باشيم كه چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را دوباره بازگرداند :

1. سنگ ........ پس از رها کردن!

2. سخن ............ . پس از گفتن!

3. موقعيت ... پس از پايان يافتن!

4. و زمان ........ پس از گذشتن!

 

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 11:59 توسط سارا |