تبليغاتX
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق
خوشاعشق و خوشا ناکامی عشق



تسلیت ...

سلام .

دلم گرفته . دوباره فریاد یا حسین و یا عباس توی کوچه ها و توی گوش ها می پیچه. دوباره اشک وآه 

دوباره یاد جور و ستم هایی که روا شده. دوباره به یاد آوردن گلوی کوچک علی اصغر. جوانی قاسم و علی اکبر. رشادت عباس. تنهایی حسین. بی رحمی یزید. نابینایی شمر. ....

دوباره ....

چقدر خوبه این ماه. چقدر خوبه برای ما تا به یاد بیاریم که دور شدیم. تا تلنگری باشه برای بیدار شدن. تا به یاد آوردن اینکه هیچ چیز برای ما نمی مونه و هیچ چیز جاودانه نمی شه مگر رشادت ُ فداکاری ُ ایستادن در برابر ظلم و جور ستم اونم در پناه خدا و برای رضای خدا .....

خدایا . نذار از تو دور بشیم. .... دیگه نمی گم. بچه ها دلاتونو پاک کنید. ماه بخششه . ماه نزدیک شدنه. ماه اشکه. ماه خونه.

التماس دعا.

 

 

 

 

پ.ن: مامان بزرگم داره می ره کربلا. خوش به حالش عاشورا توی کربلا... خدایا !!!!

 


یکشنبه بیست و نهم آذر 1388  توسط سارا  |

 

...

سلام یه سلام غمگین به تموم دوستای مجازی خودم

اگر دنیا نمی داند که من تنها ترین تنهای دنیایم

بیا ای دوست با من باش که من غمگین ترین غمگین دنیایم

حالم اصلا خوب نیست . خیلی با خودم فکر کردم که از کجا شروع کنم . شایدم نمی باید می نوشتم ولی شدیدا احتیاج به گفتن داشتم. این روزا روزای خوبی برام نیستن. سرم پر از افکار و احساسای گوناگونه. عصبی ام .بی حوصلم. خستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.

عرفان خوب منو توصیف کرده بود. زیرک و باهوش و کسی که عاقلانه تصمیم می گیره. من منی که دختر تیرم و سرشار احساس. منی که هر کی باهام برخورد می کنه می گه تو چقدر راحت احساساتتو نشون می دی . می گه تو چقدر راحتی . می تو چقدر هیجان داری . من ..... حالا خستم . خسته از احساسی بودن. همیشه سعی کردم منطقی باشم و الان دیگه نمی تونم از مسائل بی منطق احساسی سر در بیارم. گیج شدم. می خوام تموم شه. می خوام یه دختر سرد و بی احساس باشم که فقط می خواد پیشرفت کنه. از دوستام. چرا فائزه مثه گذشته پیشم نیست.؟ دوست ندارم ازدواج کنم . ازدواج جداییه . دوست ندارم زیاد دوست داشته باشم. چون ذهتم از فکر کردن به این که چی کار کردم که با من این کارو کرد خسته می شه . دوست ندارم عاشق باشم. چون ذهنم از اینکه چرا عاشقم نیست . چرا بهم نگاه نمی کنه. چرا این کارو می کنه خسته می شه. خیلی عصبی می شم وقتی دلیل منطقیی واسه کارها و رفتار ادما پیدا نمی کنم . خستــــــــــــــــــــــتم. از زندگی کردن تو گیجی و سردرگمی.

وای کافیه یه نفر این متنو بخونه و .... فکر کنه من در حال احتضارم. ولی دوست عزیز. من خیلی اینجوری می شم. نمی دونم خصلت خوبمه یا بد که زود فراموش می کنم. یا فراموش نه . زود کنار می ام. آداپته کلمه خوبیه. ولی برای خودم بده. می دونم همش یه گوشه جمع می شه و وای به حال روزی که سر باز کنه. اون روز غمگین ترین دختر شهرم.

خدا یا کمک کن این روزا زودتر تموم شه.

 

اینو یه جا خوندم وچقدر به دلم نشست.

 

Wish ....... could be the one ...


The one ...
who could give you...
love ...
The kind of love ...
you really need ...
Wish ...
i could say to you ....
That i'll always stay ...
with you ...
But ...
that's not me ...
You need someone ...
willing to give ...
their heart and soul ...
to you
Promise you ...
forever...
that's something ...
i can't do ...
i could say ...
that i'll be all ...
you need ...

But that would be a lie ...
I know ...
i'd only hurt you ...
I know ...
i'd only make you cry ...
I'm not the one ...
you're needing ...
I love you...

I hope ...
someday ...
you can find ...
some way ...
to understand ...
i'm only doing this ...
for you ...
I don't really wanna go ...
But deep in my heart ...
i know ...
this is the kindest thing ...
to do ...
You'll find ...
someone ...
who'll be the one ...
that i could ...
never be...
Who'll give you ...
something better...
Than the love ...
you'll find ...
with me..
i could say ...
that i'll be all ...
you need ...
But ....
that would be a crime...
I know ...
i'd only hurt you...
I know ...
i'd only make you cry...

Leaving someone when you love someone Is the hardest thing to do ...
When you love someone as much as i love you


جمعه بیستم آذر 1388  توسط سارا  |

 

سلام سلام به همه ی دوستای گلم

16 آذرو روز دانشجو

اول به همه ی رفقای گلم این روز و تبریک می گم (البته به خودمم همبینطور گرچه فعلا سال اخر دانشجویی ماست)

همین الان داشتم اخبار رو می دیدم .یه بغض گنده گلومو چنگ زد. با انیکه اصلا قصد آپ کردن نداشتم نتونستم ساکت بمون .این یعنی چی . من طرفدار حزب الله و بسیجی بازی بیش از حد و اینا نیستم به خدا . هیچ وقتم جانماز آب نمی کشم. ولی این که یه سری فریاد می زنن می گن استقلال آزادی جمهوری ایرانی یعنی چی ؟؟؟؟

مگه تویی که داری الان توی یه جمهوری اسلامی زندگی می کنی اوضات خیلی خوبه؟از نظر فرهنگی می گما. کافیه 1 ساعت بری یه دوری توی خیابونا بزنی . الانش که اسلامی هیچ امنیتی توی شهر ادم نداره . نمی تونی دو دقیقه تنها بدون مزاحمت و به قول شماها با ازادی  رفت و آمد کنی . حالا فرض کن اسلامیشو بردارن. چی میشه . اخه فکر کردین شما مردم ایران انقدر جنبه دارین که بعد از برداشتن یه سری محدودیت می تونین خودتونو  کنترل کنین. فکر کردین .... اخه هرکی ندونه خودمون می دونیم که چقدر بی جنبه ایم که. الانش اصلا یا تو املی و فقر فرهنگی دست و پا می زنیم . یا از اونور پشت بوم به خیال خودمون تو اوج مدنیزه خودمون خفه می کنیم . چرا هیچ وقت اعتدالو رعایت نمی کنیم. چرا هیچ وقت عبرت نمی گیرم

چرا دوباره می خوایم همه رو بندازیم توی دردسر. کی می خواد با کی بجنگه؟ چرا تفرقه؟چرا جدا شدیم. به خدا همه ی اینایی که دم  از بسیجو خدا پیغمبر می زنن اونجوری که شماها فکر می کنین نیستن. به قول این مسافران شما ها نمی دونین با خیلی هاشون خیلی به ادم خوش می گذره . از اون طرف . به خدا خیلی از اونایی که حالا به قول بعضی ها شاید توی قیدو بند حجابو این حرفا نیستن. اونجوری که شماها فکر می کنین نیستن.خیلی هم ادمای خوب و باحالی هستن. من دوستام از همه توعی هستن. با همشونم بهم خوش می گذره .به خدا اگه شماها دانشجویین چرا نمی تونین مثل ادمای با منطقو با سواد با کسایی که مخالف نظر شما رو دارن کنار بیاین و زندگی کنین. هر فردی نظر خودشو داره . محرترمم هست. بابا ....

وای که مخم داره می ترکه. از این دعواها و بزن و ببند های بچگانه. با اینکه با این بحثا مخالفم ولی اگه روزی این جمهوری اسلامی به ایرانی تبدیل بشه از این جا خواهم رفت. درسته جمهوری اسلامی از مسیر اصلیش منحرف شده . ولی ... خیلی بیشتر متناسب با اصالت ایران زمینی ها ست تا یه حکومت بی درو پیکر. به دنبال این جمهوری ایرانی پیش نهادی بعضی ها، توی ذهن من فقط هرج و مرج شکل می گیره. خدا اخرو عاقبت ما رو به خیر کنه .....

این پست من اصلا اصلا سیاسی نیستاااااااااااااااا. فقط خالی کردن دق و دل بود.


دوشنبه شانزدهم آذر 1388  توسط سارا  |

 

انتظار بیهوده

 

 

 

 

 سلام دوستای گلم

یکی از شعرامو گذاشتم براتون . خواهش می کنم نظرتونو بی رو در بایسی بگین . خیلی خوشحال می شم.

راستی فکر نکنین خبری چیزی بوده ها . .....

مرا ببر به آسمان

به بی کران

به اوج لحظه های عاشقان

مرا بگیر

 مرا ببوس

مرا رها کن از نگاه مردمان

مرا ببر از این دیار غافلان

امید روزهای پر نیاز من

که من به تا کنون تو را ندیده ام

که نقش پر غبا تو درون سینه ام

به انتظار دیدن رخت نشسته است

سوار قهرمان قلب من که دیر کرده ای

مرا بیاب

مرا رها کن از غروب بی کسی

ز دست سرد یخ زده

ز روزهای غم زده

و اشک های شب زده

به من بگو که تا به کی

به انتظار دیدنت

تمامی فصول را

ورق ورق به سر کنم ؟

امید من !

به من بگو که تا به کی

به انتظار تق تق صدای در

به عکس خالی ات

 دورن سینه ام نگاه کنم ؟!

به من بگو....!!!


جمعه سیزدهم آذر 1388  توسط سارا  |

 

تورو خدا اپ شو ...

سلام سلام سلام به همه ی دوستای همرازو نیاز من

وای که چقدر دلم تنگ شده . الان که دارم این متنو می نویسم مطمئن نیستم که می تونم اپش کنم یا نه . نمی دونم فهمیدید یا نه . یه بلایی سر وب عزیزم امده.  حتی خودم نمی تونم بازش کنم. این روزام که درگیر کارو درس حسابی. حتی وقت سر خاروندن ندارم. دلم خیلی پره دلم می خواست همینطور یه  ریز حرف می زدم.

اتفاقای زیادی افتاده. کتابای زیادی خوندن. چیزای زیادی شنیدم . صحنه های عجیب و غریب و ناراحت کننده ی زیادی هم دیدم. انگار چندیدن سال به عمرم اضافه شده. خودم که حس می کنم خیلی بزرگتر شدم. یه عالمه غم تو دلم جا دادم. دوست ندارم ریز بشم. دلم گرفته. بچه ها کی می دونه این وب من چش شده. درسته که زیاد سر نمی زنم ولی همه ی امیدم اینه.به دادم برسین . علی رضا جون شرمنده. نرگس جون اگه امدی پیشم شرمنده . به خدا پیوندامم توی صفحه اصلی وب پاک شدن و نیستنو کمکم کنید


جمعه ششم آذر 1388  توسط سارا  |

 

دعای فرشته ها....

دعاهای زیر از کتاب   سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است.

لطفاً  آمین بگوئید:

·         آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

·         خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله) 

·         ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

·         خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری /9 ساله)

·         خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

·         خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

·         آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

·         بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / 8 ساله) 

·         ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

·         خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

·         خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

·         خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)

·         ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)

·         خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم... (مهسا فرجی / 11 ساله)

·         دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)

·         خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)

·         خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)

·         خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)

·         ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن... (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

·         ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)

·         خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

·         خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله) 

·         ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)

·         خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

·         آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)

·         خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

·         خدایا! برام یک عروسک بده.. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)

·         خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

·         خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)

·         من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)

·         خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)

·         اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)

·         خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)

·         خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمی‌کند فقط می‌خوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد. خدایا ظهور آقا امام زمان را زود عنایت فرما.. (لیلا احسانی فر / 11 ساله)

 

در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده: "هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."


جمعه هشتم آبان 1388  توسط سارا  |

 

ازدواج!!!!!!!!

سلام به همه دوستای نتی خودم

اینبار می خوام در مورد یه معضل بزرگ بنویسم ازدواج

بعضی موقعها پیش میاد که ادم شدیدا احساس تنهایی می کنه . دلش می خواد یه نفر باشه . بفهمتش .باهاش حرف بزنه . به درد دلش گوش کنه. یارش باشه و.... کلی از این سوسول بازی ها

ولی وقتی فکر می کنی که چقدر حاشیه داره . اگه اونی  که می خوای نباشه و اگه اخلاقش خوب نباشه . اگه ایراد گیر باشه . به قول دوستم اگه بی نظم باشه . اگه نفهمتت. اگه وقتی احتیاج به اغوشش داری باید بهش بگی می شه منو بغل کنی ؟؟؟ اگه مادرش اذیت کنه. اگه خواهراش از دماغ فیل افتاده باشن. اگه اهل سفر نباشه. اگه خوددار باشه و حرفاشو بهت نگه. اگه حرفی برای گفتن نداشته باشین . اگه به کسه دیگه نگاه کنه . اگه خیانت کنه  هزار تا اگه ی دیگه

من یکی همیشه بعد از اون نیاز و بعد اینکه یاد این همه اگه می افتم توبه می کنم و می گم همون بهتر که درسمو بخونم و تننهاییمو اینجا با بچه های وب و   نوشتن و کلاس رفتنو درس خوندن و اخرشم خالی کردن توی خودم از بین ببرم ( که البته خداییش خیلی وقتها فقط کنار می ره از بین نمی ره )

شما چی

شما چی فکر می کنین ؟؟؟؟

پ.ن: این اولین پ.نوشت منه ها می خوام شروع کنم

پ.ن۲ : خواهش می کنم مثه این وبلاگ خونای الکی نیاید بنویسید وبت خیلی قشنگه و برید . توروخدا ارتروز انگشت گرفتم این قدر مطلب نوشتم و هیچکی در مورد مطلبم چیزی ننوشت

پ. ن ۳ : هیچی دیگه پی نوشتم نمی اد


چهارشنبه پانزدهم مهر 1388  توسط سارا  |

 

...

دلم خیلی گرفته ...

بغض صدام نمی شکنه .......

.

.

به دادم برس ..............


سه شنبه چهاردهم مهر 1388  توسط سارا  |

 

ماه مدرسه

این شعره چی بود بوی ماه مدرسه

 

یادم نمی اد خودتون برای خودتون بخونیدش به عنوان پست من

.

شروع ترم من که خیلی سخته

امیدوارم از شما ها راحت تر باشه

موفق باشید


چهارشنبه یکم مهر 1388  توسط سارا  |

 

بیا اقا

چقدر منتظرم من، خدا کند تو بيايي
نشسته پشت درم من، خدا کند تو بيايي
از آن درخت شکسته، از آن پرنده خسته
هنوز خسته ترم من، خدا کند تو بيايي
هميشه در سفري تو، بهار و برگ و بري تو
درخت بي ثمرم من، خدا کند تو بيايي
غريب مانده ام اينجا، غريب مثل پرستو
شکسته بال و پر من، خدا کند تو بيايي
شب است و ماه، تويي تو ، نشان راه تويي تو
ببين که دربدرم من، خدا کند تو بياي

 


دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388  توسط سارا  |

 


زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از آنند که بشکنند آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست می رود با گریه جبران نمی شود .فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم